مدح و شهادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
بر درد دل مردم این شهر طبیب است آنمرد که در خانۀ خود نیز غریب است از او نشنیدهست و ندیدهست بهجز صدق دنیای پـلـیدی که فقط فکر فـریب است ای در پـی مـعـنـای کـرم آمـده ایـنـجـا هرخواستهای قبل سؤال تو مجیب است تنهاست، که در لـشکـر طـوفـانزدۀ او نه عابس و نه حُر و نه جُون و نه حبیب است پاسخ شده بر آن همه لطف، این همه غربت! والله! عجیب است، عجیب است، عجیب است! یکعمر به او طعـنه زده جای تشکر! آن را که از این سفرۀ همواره، نصیب است بر زخم دلش دیدن این صحنه نمک ریخت بر منـبـر او قـنـفـذ نامـرد خطیب است از زهر، جگرگوشۀ زهرا جگرش سوخت این رسم زمانهست؛ فراز است و نشیب است حتی به دل قـاتل خود نیـز نظـر داشت از بس که رئوف است، کریم است، نجیب است عمریست که از غربت او داغ دل ما بیتیست که در ماه صفر نقش کتیبهست؛ «یارب ز سر لطف رسان مرگ حسن را کز آتش کوچه جگرش غرق لهیب است» |